+ وقتی او می آید ...

    وقتی او می آید ...
    ساکنان زمین و آسمان به او عشق می ورزند ، آسمان بارانش را فرو می فرستند ، زمین گیاهان خود را می رویاند ، تا جایی که زنده ها آرزو می کنند کاش مردگان آنها زنده بودند و آن عدالت را مشاهده می کردند .
    پرندگان در لانه های خود شادمانی می کنند و ماهیان دریاها شادمان می شوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند .
    درختان میوه می دهند ، زمین برای اهل آن زینت داده می شود ، زمین گنج های خود را آشکار می کند ، مردم از درندگان در امان می شوند تا جایی که در میان  راه همانند چهارپایان می چرند ، علم و دانش در دلهای مومنان قرار می گیرد تا جایی که مومن نیازمند دانش برادرش نمی شود .
    و امیرالمؤمنان در ضمن حدیثی می فرمایند :
    هنگامی که پرچم خود را به اهتزاز در می آورد ، مشرق و مغرب عالم را روشن خواهد ساخت ، در آن هنگام دست مبارک خود را بر سر بندگان گذارد هیچ مومنی نماند مگر آن که قلبش محکمتر از پاره های آهن گردد و خداوند به او نیروی چهل مرد را عنایت کند و مومنانی که از دنیا رفته اند ، خوشحالی ظهور در آن عالم به دلهای  آنها وارد می شود و آنها به دیدار یکدیگر می روند و ظهور آن حضرت را به هم مژده و بشارت می دهند .


 


وقتی او می آید ...
 


| نوشته شده توسط عبدالله در پنجشنبه 3/8/1386 و ساعت 8:22 عصر | نظرات دیگران()

 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[14/4/1387- 10:28 ع] نقدینگی ... !
[12/4/1387- 10:35 ع] زندگی ... !
[29/2/1387- 8:23 ع] گناه ...
[9/2/1387- 8:25 ع] لحظه دیدار
[23/1/1387- 1:32 ع] شقایق شیدا
[17/1/1387- 4:33 ع] نامه ای به مادرم حوا
[29/12/1386- 8:30 ع] سلام
[16/12/1386- 8:28 ع] 28 صفر
[4/12/1386- 6:31 ع] سه طلاقه !
[6/11/1386- 9:26 ع] حدیث عشق
[30/10/1386- 7:33 ع] اشک فراق
[آرشیو شده ها]
 
بالا